شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
354
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
( * 58 ) - لا تترك من اجل . . . : بهسبب خوشيهاى دنياى فانى ، بدست آوردن رستگارى را با نعمتهاى دنياى باقى ( آخرت ) ترك نكن . ( * 59 ) - حظيره : محوطهاى كه پيرامنش از چوب و نى و خار حصار كشند ، ديوار بست . ( * 60 ) - فمن يذق الدّنيا . . . : اگر ديگران دنيا را ( فقط ) چشيدهاند من آن را خوردهام ، نيش و نوش آن بهسوى ما باز مىگردد . آن را جز غرور و حسرتى نديدهام . همچنانكه در سرزمين خشك سراب مىدرخشد . آبشخورهاى آن اگر سنجيده شود . كدر و تيره است . اى دوست به من بگو كه نوشيدنى آن چگونه زلال مىشود . ( * 61 ) - لا صواب مع ترك المشورة : با ترك مشورت ، امرى ، درست نخواهد بود . ( * 62 ) - لقّحوا عقولكم بالمذاكرة . . . : عقلهايتان را با گفتگو و مذاكره بارور نمائيد و با مشورت براى نيازهايتان يارى بجوييد . ( * 63 ) - المشاورة حصن من النّدامة . . . : مشورت ( سبب ) مصون ماندن از پشيمانى و در امان بودن از سرزنش است . ( * 64 ) - شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ : در كار با آنان مشورت كن . بخشى از آيه 159 سوره 3 ( آل عمران ) . ( * 65 ) - شاور صديقك فى الخفىّ . . . : با دوستت در سبك كردن مشكل مشورت نما و پند ناصح نيكوكار را بپذير ، و خداوند پيامبرش را به آن سفارش كرده ، در اين سخنش : و با آنان مشورت كن و ( بر من ) توكل كن . شاوِرْهُمْ . . . : ماخوذ از آيه 159 سوره آل عمران ( 3 ) . ( * 1 / 65 ) - جاحد : انكاركننده با وجود دانستن ، منكر . ( * 66 ) - رايان افضل من واحد : دو راى ( انديشه و فكر ) ، از يك راى برتر است . ( * 67 ) - و قد استحسن الحكماء . . . : همانا حكيمان مشورت را نيكو دانستهاند ، هرگاه تصميم مشورت رسيد ، پس از دورانديشى نصيحتكننده و پند و اندرز دورانديش يارى بخواه و مشورت را بر خود ننگ و عار مدار ، پس پرهاى كوچك قوّتى براى بالهاى بزرگ است .